![]() |
![]() |
|
| من مسافر رفتنم ... |
|
بسمه تعالي
و علي زجر كشيد ،تنهايي ديد ،بيوفايي و عهد شكني ؛و چقدر غصه خورد و اندوهگين گشت و ناليد از دست مردمان روزگارش و عهدش ،از دست مردم حكومتش و حتي از دوستان. و چرا ؟ چرا او بايد زندگي اش و دوران حكومتش چنين تلخ و رنجآور مي بود؟ آيا خدا خواسته بود – براي امتحان او (محال است به نظر من)– و يا جبر روزگار و از قضا چنين شده بود ويا شايد هم يك الگو و عبرت و ... شده بود براي تاريخ و روزگار هاي آتي. و علي تنها بود و سكوت كرد وحقش را از او گرفتند و او دم بر نياورد و چقدر دوران او سخت بود - همسرش - زهرا- را خيلي زود از دست داد... - نا حقاني بر منصب حكومت نشستند در حالي كه او شايسته تر به حكومت بود ولي اجازه ي فرياد و اعتراض نداشت كه مصلحت نبود ، او مي ديد و مي سوخت و چقدر از ناداني مردمانش رنج برد ... - و وقتي به حكومت رسيد بايد همان مي بود كه هر حاكم حقي بايد جبران مي كرد تمام مفاسد كم و زياد گذشته را بايد حكومت حق را به عرصه ي ظهور مي رساند ولي مگر مردمان حكومتش تاب عدل او را داشتند و چه ها كه از اين مردمان نكشيد اما دم بر نياورد كه او براي همين مردم و رضاي خدايش حكومت را قبول كرده بود نه چيز ديگر. - و 5 سال بيشتر حكومت نكرد و درهمين مدت مجبور به جهاد شد، ابتدا با دوستان بريده از عدلش ، سپس با دشمن مدعي حكومتش و سپس با همرزمان معترض فرمانش و خارج شده از حكومتش و چه تهمت ها ،طعنه ها و ناسزاها كه از اين مردمان نشنيد و تحمل كرد كه او مسئول بود و وظيفه داشت كه بياستد و حكومت كند كه او خود را در برابر خدايش و رسالتش مسئول مي دانست. - و ديگر چه بگويم ا ز علي و از آن همه رنجش ، دردش و مصيبت ها و سختي هاي حكومتش كه نمي توان دركش كرد تا چون او در آن شرايط نبود ... و تكرا ر پرسشم كه چرا اي خدا ؛ "علي" ، چرا بعد آن همه رشادت ها و مسئوليت هاي چواني اش با پيامبر ،بعد از او اين چنين شكسته شد و دلشكسته و ... چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 11:23 توسط mosafer |
|
|
به نام خالق شب هاي قدر و از شب هاي قدر ، ارزش و فضيلت و كراماتش چه بسيا ر گفته اند و شنيده ايم ،اما به راستي شب قدر چه شد كه به اين نام شهره شد و اين همه كرامات يافت؟ و چرا خالقش چنين شبي را آفريد و چه حكمتي يا فلسفه اي در پشت آن نهفته است؟ وآن همه كرامات اش براي چيست؟ و آيا زمان خاصي داراي اين ويژگي هاست يا نه؟ يعني مثلا الان كه ماه رمضان ما و همسايه هاي مجاورمان در 3 روز متفاوت شروع شده و مسلما شب ها ي قدر مان هم در سه روز متفاوت مي شود ، زمان يكي از ما فقط درست است يا نه به زمان و تاريخ نيست بلكه به چيز ديگر است. و مي توان مثال ها ي مشابه آورد از اين چنين تاريخ ها ي ثابت قمر ي كه متغيرند در طول سال شمسي . و اينكه مگر نزد خدا و از نظر او چنين تاريخ ها ي شمسي يا قمري و.جود دارد و يا زمان در نزد او همان است كه در نزد ماست؟ من كه اين چنين نمي انديشم . مطمئنا قاعده ي ديگري بايد در كار باشد... و ان چيست ،نمي دانم ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 11:21 توسط mosafer |
|
|
به نام يگانه سزاوار ستايش
ماه رمضان آمد با فضائل و بركاتش و چه سخن ها كه در اين باب گفتهاند و شنيدهايم ... مي گويند اين ماه با بقيه ي ماه ها فرق دارد اين ماه فلان است و در اين ماه فلان كار صواب دارد و ... ويا در اين ماه دزدي ها كم تر مي شود و ... انگار اين ماه و نه چيز و يا علل ديگري خود ماه رمضان مسبب تمام خوبي هاست و باعث ايجاد محيط روحاني. اما من اينطور فكر نمي كنم به نظر من خود ماه ارزش وجودي و يا ذاتي ندارد ،آنچه ان را از ساير ماه ها متمايز مي كند و به آن اين همه فضيلت مي دهد اعمالي است و احوالي است كه از بندگان (انسان ها) سرميزند وگرنه اگر اين اعمال يعني روزه و عبادت و رياضت در هر ماه ديگري از سال ، حتي در ماه شمسي انجام بگيرد ؛ اين اثار و فضايل باز هم تكرار خواهند شد . و اگر غير اين بود و خود ماه ارزش وجودي داشت پس چرا تنها در كشورهاي مسلمان و در بين مومنان – هر چند بيراهه رفتگان- اين آثار ديده مي شود و اين مطلب را مي توان تعميم داد براي بقيه ماه ها و يا امور معنوي ديگر كه با رنگ تقدس وارد زندگي انسان مي كنند و نقش او را در مسير زندگي و در امور پيش رو كم و كمرنگ تر مي كنند... و باز مطلبي ديگر در اين باب، ساعات كاري وزارتخانه ها طبق مصوبه ي دولت ، در ايام رمضان به جاي 8 تا 4:30 بعدازظهر به 8 تا 2 بعدازظهر كاهش يافته،كاهش ساعات اداري به دليل امور شخصي . واقعا نماز و روزه و دعا و... عبادات شخصي هستند و نبايد براي انجام انها وقت و حقوق ديگران استفاده كنيم كه اين كار به تنها صواب ندارد كه معصيت نيز مي باشد چه بسيار حديث از ائمه كه رسيدگي به كار مردم را بر نماز و ساير عبادات فردي ترجيح داده اند. – چون منبع و اصل حديث در خاطرم نيست از ذكر كامل آن خودداري كرده ام ،اما براي اطمينان مي توانيد به داستان راستان شهيد مطهري مراجعه كنيد تا چندين داستان با همين مضامين بيابيد ...- و اين است انجا كه حكومت ديني نه تنها به معنوي تر شدن مردم حكومتش كمكي نمي كند بلكه انها را مادي تر و براي امور معنوي نيز منتظر پاداش بار مي آورد. و اين است مرگ تدريجي دين و با ادعاي دين داري جز بر دين گريزي نمي افزايند. خدايا به حاكمان بياموز كه هيچ چيز حتي دين با زور به بار نمي نشيند... به اميد بهتر كردن حال خويش و جامعه در اين ايام زندگي ساز ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 15:10 توسط mosafer |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نوشتن را دوست دارم و از آن بیشتر تبادل اندیشه .
و امیدوارم این وبلاگ محلی شود برای تامین هر دوی آنها. |
| پیوندهای روزانه |
|
سايت دفتر آيت العظمي منتظري دکتر محسن کدیور دکتر عبدالکریم سروش پایگاه اطلاع رسانی نوروز آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
شکفتن سنگ (زهرا) |
|
RSS
|