تبليغاتX
مسافر
من مسافر رفتنم ...
 خيلي وقت بودم مي خواستم تصويري تو نوشته هام بگذارم اما تو بارگذاريش با مشكل روبرو مي شدم.

 اين دفعه تصميم گرفتم با هدف گذاشتن تصوير متن بنويسم!

بالاخره موفق شدم اما سايزش رو دستي تغيير دادم. نمي دونم جور ديگه اي هم ميشه يا نه؟

راستی تصویر هم اگه دیده بشه از آبشار نیاسر گرفته شده است.

در مورد تصوير دوم هم جالب است بگم كه اين گلهاي شقايق رو نمي شد به راحتي چيد چون با كوچكترين ضربه اي تمام گلبرگ هاش مي ريخت! خلاصه اينكه كلي مسابقه داشتيم كه كي مي تونه يك شاخه رو كامل بچينه!

 

  

آبشار نياسر

شقايق

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:50  توسط mosafer | 

نمي دونم چرا ديگه نمي تونم مثل گذشته درباره موضوعاتي كه تو ذهنم دارم بنويسم! دو خطي مي نويسم و بعدش مي مونم در ادامش!

نمي دونم تا كي طول بكشه اين اوضاع و احوالم اما به هر حال چون نمي خواهم حيات رو از وبلاگم بگيرم از نوشته هاي ديگران مي نويسم!

مدتي است كه در يك سري جلسات مطالعه تاريخ فلسفه غرب(راسل) شركت مي كنم هر چند از بحث هاي جالب خبري  نيست اما همين كه مجبور ميشم اين كتاب رو بخونم فكر كنم بد نيست!( به نوعي تمرين صبر هم هست! چون بعضي وقت ها بچه هاش سر موضوعات -به نظر من -مسخره اي بحث مي كنند كه حوصله آدم سر مي رود!)

و اما از فلسفه:  - مختصر و  و مفيد!؟

           ------------------------------------------------------

افلاطون:

·        متولد سال7 -428 ق.ميلاد . مصادف با نخستين جنگ هاي آتن و اسپارت –

           جزو خانواده اشراف مرفه- از شاگردان سقراط.

·        مهمترين موضوعات فلسفه افلاطون عبارتند از:

o       مدينه فاضله : نخستين حلقه‌ي سلسله طولاني مداين فاضله (كتاب جمهوري)

o       نظريه مُثُل (نخستين كوشش براي حل مسئله لاينحل جهان هستي)

o       براهين او در اثبات بقاي روح

o       جهانشناسي او

 

·        اثرگذارترين فلاسفه بر افلاطون  و زمينه‌هاي تاثيرات آنها عبارتند از:

o       فيثاغورث: عناصر اُرفئوسي فلسفه خود، جنبه ديني اعتقاد به روح، تعلق خاطر به دنياي ديگر، لحن روحاني، احترام به رياضيات،‌ آميختگي تعقل و اشراق .

o       پاراميندس: واقعيت ابدي و مستقل از زمان، بنابر براهين منطقي تغيير و تغير امري موهوم است.

o       هراكيتوس: در جهان محسوس هيچ چيز پايدار نيست، حصول معرفت از راه حواس امكان ندارد، بلكه بايد به وسيله عقل بدان رسيد.

o       سقراط:  اشتغال خاطر به مسائل اخلاقي و تمايل به توجيه نهايي جهان به جاي توجيه مكانيكي

 

------------------------------------------------------------------------

 

         اميدوارم افلاطون1 مثل پيامبر1 نشه و ادامه بدهمش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 0:48  توسط mosafer | 

 

يكجور بودن، يكجور فكر كردن و يكجور زندگي كردن، خسته كننده است،‌گاهي لازم است كه تحولي و تغييري در فكر و زندگي اما نه به هر وسيله‌اي.

 

اين حق آدم است كه بخواهد مطابق خواسته‌ي خودش زندگي كند، اما گاهي هم شايد لازم باشد كه مطابق خواسته ديگران بخصوص عزيزانمان زندگي كنيم،‌ چندان هم سخت نيست.

 

شايد خيلي از لحظات زندگي را به بطالت هدر دهيم اما اگر بخواهيم مي توان از هر فرصتي را براي جمع آوري تجربه استفاده كرد.

 

هميشه پند دادن، عيب گرفتن و انتقاد كردن از ديگران آسان است، چقدر خوب است كه گاهي خود را "ديگري" ببينيم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:10  توسط mosafer | 

 

چگونه خاك نفس مي‌كشد؟

           - بياموزيم:

شـــكوه رستن، اينك،

                                             طلوع فـــرودين   

گداخت آن همه برف،

دميد اين همه گل،‌

شكفت اين همه رنگ!

 

زمين به ما آموخت:

ز پيش حـــادثه كه پاي پس نكشــيم

مگر كم از خاكيم؟

نفس كشيد زمين ما چرا نفس نكشيم؟

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 0:46  توسط mosafer | 

بهار در گوش جانمان زمزمه مي‌كند:

 

                                           چو غنچه گرچه فروبستگي ست كار جهان

   تو همچو باد بهاري گـــره گشايي مي‌باش

هفت سين

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:39  توسط mosafer |