تبليغاتX
مسافر
من مسافر رفتنم ...

 

" خيرانديش باش، كه خداوند، خيرانديشان را دوست مي دارد- حتي اگر به صحت نينديشند؛ و اسباب وقوع خير را براي ايشان مقرر مي دارد . . . "

به نقل از:

 مردي در تبعيد ابدي(براساس داستان زندگي ملاصدراي شيرازي صدرالمتالهين)- نادر ابراهيمي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 13:1  توسط mosafer | 

 

گاهي بدست آوردن بعضي از ارزشها، آنقدر مي ارزد كه حتي به خاطرش تمام اميدها و آرزوها و نقشه هاي آينده ات را بدهي حال به اجبار يا به اختيار . . .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 23:5  توسط mosafer | 


گفت اي موسي ز من مي جو پناه            با دهـــاني كه نكـــردي تو گناه

گفت موسي من ندارم آن دهــان              گفت ما را از دهــــان غيـر خوان

از دهـان غير كي كــردي گنــاه                  از دهـــان غير برخوان كه اي اله

آن چنان كن كه دهـانها مرا تو را                 در شــب و در روزهـــا آرد دعـــا

از دهــاني كه نكـــرده‌استي گناه               و آن دهـــان غيـر باشد عذر خواه

يا دهـــان خويشتن را پاك كــن                   روح خود را چابـك و چالاك كــن

ذكر حق پاك است چون پاكي رسيد          ‌ رخت بـــر بندد بــرون آيــد پليد

مي گــــريزد ضـــدها از ضدهـا                   شب گريزد چون بر افــــروزد ضيا

چون در آيد نام پاك اندر دهــان                  ني پليــــدي ماند و نــي اندهــان

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 2:33  توسط mosafer | 

"طريقه ختم نادعلي‌كبير"

"طريقه ختم نادعلي كبير آنستكه اگر كسي را مهمي عظيم پيش آيد نادعلي را هفت نوبت بخواند به نيت آن مهم البته برآورده شود و اگر نزد بزرگي يا اميري روي روزي سه مرتبه نادعلي را بخوان و بر جميع اعضاي خود بدم، محب و مخلص تو شود و اگر به نيت فرزند بخواني حقتعالي بتو فرزند كرامت كند اگر خواهي شخصي را مسخر خود گرداني در شب جمعه چهارده مرتبه باسم او بخوان و صد صلوات بر محمد و آل او بفرست البته مسخر تو گردد و هر چه گوئي از سخن و صلاح تو بدر نرود و اگر بعد از نماز صبح به نيت مال نه مرتبه بخواني غني شوي و اگر جهت اداي قرض پانزده روز، روزي بيست و دو مرتبه بخواني ادا شود و اگر زني دير زايد پنج نوبت بر آب بخوان و بخورد آن زن زود زايد و اگر كسي اين دعا را با خود دارد از شر جميع حيوانات و جن و انس محفوظ باشد و هر كه شك آورد البته كافر است و دعا اين است."

امروز تو كاغذها لاي دفترچه تلفن چشمم به اين دعا و توضيحات آن افتاد. طريقه ختم آن را كه خواندم به خصوص خط آخر كه حكم كافري را صادر مي كرد به اين فكر افتادم كه چطور اسلام را به وردها و جادوها تبديل كرده اند و از آن همه عظمت اسلام فقط اين چيزهاش در جامعه ديده مي شود! نمي دانم كه اين دعا و دعاهاي امثال آن از كي و چه زماني وارد عرصه زندگي اجتماعي شده اند و آيا از ابتدا همين بوده اند (كاربردي) ويا با گذشت زمان چنين مصارفي پيدا كرده اند. (در چند جا خوانده ام كه از نظر سند معتبر نيست.http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/3674)

 اگر واقعا اين دعا تمام كارهاي بالا را انجام مي دهد پس اين همه فقير و بدهكار و ... از كجاست؟؟؟

جمله آخرش، ساده دلان را مجبور به باور مي كند و بعد از نديدن نتيجه به واقع كافر مي شوند نه به اين دعا بل به كل دين!‌ و اين گونه است كه دين گريزي در جامعه نه فقط در جوانان كه در ميانسالان و پيران ديندار گذشته نيز ديده مي شود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 1:47  توسط mosafer |