![]() |
![]() |
|
| من مسافر رفتنم ... |
|
محيط كار دولتي مسخره است! از يك طرف دو دره بازي ها و از زير كار در رفتنهايش و از طرف ديگر، ظابطه ها و رابطه هاي مسخره بين اعضا و مديران و كارمندانش! البته اين آداب و رسوم مسخره ارباب، رعيتي در ادارات خصوصي هم مشهود است! رقابت براي خودشيريني كردن نزد مافوق و از انطرف زدن براي همكار و هم رتبه! غيبت و صفحه گذاشتن براي همديگر! از زير كار در رفتن و انجام كار را به آينده موكول كردن! بهانه هاي الكي آوردن و كوتاهي كردن در خدمات دهي به ديگران و .... و يك آدم، اگر بخواهد در چنين محيطي بماند و مانند آنها نباشد، طرد مي شود از همه! دور مي ماند از آنچه در اطرافش مي گذرد و حتي رانده مي شود و رهاشده! پس كم كم، او هم آدمي مي شود چون ديگران كه جبر زمانه و محيط او را از ارزشها و باورهايش دور كرده است! اما شايد بتوان در چنين محيط هايي ماند ولي تسليم قانون آنجا نشد و حتي تلاش كرد براي دعوت ديگران به ترك عادت! و من چنين تلاشي را آغاز كرده ام، اما نمي دانم كه نتيجه اش چه مي شود!
اوضاع اطلاع رساني در شهرستانها اصلا خوب نيست! از هر كي درباره ربان سبز رنگ دور دستم پرسيدم، نمي دانست براي چيست! از آن طرف در تبليغ رئيس جمهور فعلي، بر در و ديوار اطلاعيه هايي مبني بر محل احداث فلان پروژه تصويب شده در سفرهاي استاني نصب شده! با عكسي از او بر گوشه اش! حال اين پروژه ها كي عملياتي شود، "الله اعلم"! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:4 توسط mosafer |
|
|
ديگه مطمئنم كه هيچ كس را نمي توان يافت كه بگويد از صميم قلب، راضي است به شرايطش و از زندگي اش! هر كسي در هر شرايطي به فكر بهتر شدن و يا جور ديگر بودن است! يكي در به در دنبال كار است و ديگري هزار بهانه از كار و محيط كارش مي گيرد! يكي مصرانه در تلاش براي فوق قبول شدن است و ديگري از سختي ها و بي برنامگي هاي فوق مي نالد! يكي منتظر شوهر است و ديگري – كه ازدواج كرده- از اشتباهش در زود شوهر كردن مي نالد! يكي ... و يا يكي كار مي كند ولي هميشه فكر ميكند كاش ادامه تحصيل ميداد، و ديگري درس ميخواند و ترديد دارد كه اگر كار مي كرد بهتر نبود! خلاصه اينكه پاي حرف هركس بنشيني، نارضايتيش از زندگي را احساس مي كني و گاهي حتي به دو ديدگاه مخالف هم حق مي دهي! اما يك راه هست براي آرام زندگي كردن و به آرامش رسيدن! رهايي از تمام اين كوشش هاي گاه بي نتيجه و يا كم نتيجه! رسيدن به رضايت از زندگي با هر نوعي از آن! و ميسر نيست مگر ايمان به اصل "زندگي براي رضاي او" اگر آدم معتقد شود به اينكه هر آنچه حادث مي شود خواست و اراده اوست كه گاها با اراده انسان نيز آميخته! آنگاه نه جاي گله اي باقي ميماند و نه شكايتي! وقتي پذيرفته اي زندگي كردن براي رضاي او را، آنگاه ناملايمات زندگي، هرچند مخالف تلاش و انتظار تو باشند و مغاير با توقع ديگران از تو، هر قدر ناگوار و تلخ؛ قابل قبول مي شوند و پذيرفتني !كه او خواسته است و راضي است!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:12 توسط mosafer |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نوشتن را دوست دارم و از آن بیشتر تبادل اندیشه .
و امیدوارم این وبلاگ محلی شود برای تامین هر دوی آنها. |
| پیوندهای روزانه |
|
سايت دفتر آيت العظمي منتظري دکتر محسن کدیور دکتر عبدالکریم سروش پایگاه اطلاع رسانی نوروز آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
شکفتن سنگ (زهرا) |
|
RSS
|