![]() |
![]() |
|
| من مسافر رفتنم ... |
|
1- صحیفه امام؛ جلد 14 ، صفحه 380 بايد به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، اين مردمى كه شماها را روى كار آوردهاند، اين مردم زاغهنشين كه شماها را روى مسند نشاندهاند ملاحظه آنها را بكنيد، و اين جمهورى را تضعيفش نكنيد. *بترسيد از آن روزى كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چيست، و يك انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسيد كه ممكن است يكى از «ايام اللَّه» - خداى نخواسته - باز پيدا بشود. *و آن روز ديگر قضيه اين نيست كه برگرديم به 22 بهمن. قضيه [اين] است كه فاتحه همه ما را مىخوانند! من از خداى تبارك و تعالى اميد اين را دارم كه به ما عنايت بفرمايد و ما را هدايت كند به يك راهى كه مرضى اوست؛ و قلمهاى ما را هدايت كند به يك نوشتههايى كه مورد رضاى اوست. و بر زبانهاى ما جارى كند يك چيزهايى را كه مورد رضاى اوست. 2- صحيفه امام؛ جلد 2، صفحه 367 هر روز ناله مردم را مىشنود، هر روز اطلاع مىدهند كه دخترها را چه كردند، دخترها را كشتند بعضىشان را، سر ناهار ريختند آن قلدرها و چماقكِشها، ريختند سر ناهار، ديگ، نمىدانم، [آب يا غذاى] جوش را ريختند به سر اين بيچارهها. چه شده است؟ *گفتند مثلاً مرده باد زيد، زنده باد زيد. اين آدم كشتن دارد؟!* گفتند ما جشن 2500 ساله را مىخواهيم چه كنيم؟! جشن را آنها بايد بگيرند كه زندگى دارند، آنها بايد بگيرند كه يك حكومتى دارند كه در تحت نظر آن حكومت در رفاه هستند، در پناه هستند. جشن براى حضرت امير بايد بگيرند كه در زير شمشير او مردم در پناه هستند، مردم در امان هستند؛ هيچ كس نمىترسد در حكومت او الّا از خودش؛ از حكومت نمىترسد. براى اينكه حكومتْ حكومت عدل است*. اصلش حكومت عدل ترس ندارد؛* از خودش انسان بايد بترسد. اما اينجا اينطورى است؟ مملكت ما اين جور است كه مردم از خود شما بتوانند يا ... همه در فكر اين هستند كه چه وقت مأمورْ درِ خانه بيايد. بيگناه است اما خوب چه بكند با احتمال، با احتمال ضعيف؛ همان طورى كه در زمان حجاج و ابنزياد و اينها بود كه همان احتمال اين معنا را كه شيعه على - عليهالسلام - باشد كافى بود. حالا هم يك احتمال ضعيفى بدهند كه اين مثلاً چطور است؛ اين كافى است براى اينكه او را بگيرند، او را زجر كنند، او را چه بكنند. يك كلمه نصيحت كسى مىكند و يك كلمه نصيحت را يك كسى منتشر مىكند، مىگيرند او را. حالا معلوم هم نيست از كجا هست. يك كسى يك كلمه در سر منبر حرف مىزند، يك كلمهاى كه اصلاً خيلى هم برخورد ندارد؛ همان ادنى كلمه همان و او را گرفتن و حبس كردن همان! ما موظف نيستيم كه اين جنايات را - لااقل - ذكرش بكنيم؟! 3- صحيفه امام؛ جلد 4، صفحه 424 *از آدمكشى اشتباه بيشتر مىشود؟! از جوانهاى مردم را كشتن، از زنهاى مردم را كشتن ديگر اشتباه بالاتر دارى تو؟! * 4- صحيفه امام؛ جلد 4، صفحه 464 بيدار بشويد آقايان! اين تبليغات در خارج زياد شده است. حالا هم دارند تبليغات مىكنند. از هر طرف تبليغات كه نمىتوانند اينها مملكت را اداره كنند! *اگر اداره كردن كشتن مردم است، همه حيوانات هم مىتوانند اداره كنند! اگر گرگها هم بريزند توى مملكت ما بهتر از اين اداره مىكنند مملكت را.* 5- صحيفه امام؛ جلد 5، صفحه 243 آيا اينكه ايشان مىگويد كه اينها مردم را به كشتن دادند*، آيا اين تظاهر آرامى كه مردم در اين دو روز كردند يعنى هيچ شلوغى نكردند و به دنيا ثابت كردند كه ايران مىتواند كنترل خودش را در اختيار بگيرد و سرنوشت خودش را به طور عُقَلايى به طور صحيح تعيين كند، خوب اين موجب اين شد كه فردا شبِ يازدهم - از شب يازدهم شروع شد - شروع شد به كشتار مردم؛ اينجا چه باعث شده است كه مردم كشتار شدند؟* 6- صحيفه امام؛ جلد 5، صفحه 248 مردم ايران چرا فرياد مىزنند؟! *بگذار هرچه توسرى دارند بخورند و فرياد نكنند! آقاى كارتر اين را مىفرمايند كه هرچه توى سرتان زدند، هر كارى كردند اينها، شما حرف نزنيد براى اينكه اگر حرف بزنيد كشته مىشويد! پس خودتان، خودتان را به كشتن داديد! اين صحيح است كه يك ملتى سى ميليونى، سى و چند ميليونى كتك بخورد، خيانت ببيند، جنايت ببيند، سلب آزاديها را ببيند، اختناقها را ببيند، اگر صدايش درآمد كه آقا چرا توى سر من مىزنى، مىكشند او را؟! پس اين تقصير خودش است كه مىگويد چرا! اين منطق آقا است!* |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 9:7 توسط mosafer |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 12:9 توسط mosafer |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نوشتن را دوست دارم و از آن بیشتر تبادل اندیشه .
و امیدوارم این وبلاگ محلی شود برای تامین هر دوی آنها. |
| پیوندهای روزانه |
|
سايت دفتر آيت العظمي منتظري دکتر محسن کدیور دکتر عبدالکریم سروش پایگاه اطلاع رسانی نوروز آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
شکفتن سنگ (زهرا) |
|
RSS
|